تبليغاتX
عشق الهی

عشق الهی

خدایا چگونه نا امید گردم در حالی که تو تمام آرزوی منی؟...

نـــــــــــــــــــــــــور خدا

 

سلام دوستان

آهنگ زیبایی است امیدوارم شما هم از شنیدنش لذت ببرید.

 

کلیک کنید و لذت ببرید

 

 

در خرابات مغان نور خدا می بينم
اين عجب بين که چه نوری ز کجا می بينم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه می بينی و من خانه خدا می بينم

خواهم از زلف بتان نافه گشايی کردن
فکر دور است همانا که خطا می بينم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما می بينم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خيال
با که گويم که در اين پرده چه ها می بينم

دوستان عيب نظربازی حافظ مکنيد
که من او را ز محبان شما می بينم

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 6:56 قبل از ظهر توسط سارا |

یا زینب کبری (س)

 

 

 

تولد حضرت زینب کبری (س) را به شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

تو مهر روشن و اوج خصال آینه ای
عیار پاکی و حُسن کمال آینه ای
تو صبح صادق فجری، شکوه آینه ای
در آسمان اصالت به کهکشان مانی
گواه مریم و صبح وصال آینه ای
به صبر و حلم محمد، شجاعتت چو علیست
به زهد فاطمه مانی، مثال آینه ای
تویی پیام رسان قیام عاشورا
تو مَُهر صلح حسن، هم مقال آینه ای
ولادت تو بود رویش صلابت و حجب
تویی طراز نجابت، جمال آینه ای
تو الگویی به زنان و تو شمس نسوانی
تو زیوری به زمان و مدال آینه ای
پیام مکتب تو درس هر پرستار است
تو شعر سبز بهار، اعتدال آینه ای
تو زیب صبر و شکوهی، فرشتۀ تقوا
تو قهرمان زنانی ، جمال آینه ای
طنین صاعقه مانی به بزم بدخواهان
تو سیف ایزد و چونان هلال آینه ای

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 6:37 قبل از ظهر توسط سارا |

ای عاشقان

 

سلام دوستان

صبح قشنگتون بخیر

این آهنگ زیبا رو تقدیم می کنم به همه ی دوستان عزیزم

آنقدر قشنگه که حیفم اومد نزارمش

 

کلیک کنید و لذت ببرید

 

 

ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم

یارم اگر ترسا شود زنار بندم بر میان
در کفر اگر صادق نیم ترسا شوم ترسا شوم

زان آب رحمت قطره یی بر من فشان تا وا رهم

تا كی صدف باشم چنین؟ دریا شوم دریا شوم



ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم



ساقی چنین می میدهد زان دُرد درد آلوده ام

میخانه ها را سر بسر صهبا شوم صهبا شوم

 

شد مدتی گم گشته ام چون ذره در خورشید او

هر ذره ام خورشید شد پیدا شوم پیدا شوم

 


محبت دوست عزیز مثل باران:

 

اي عاشقان ، اي عاشقان ، من خاک را گوهر کنم
اي مطربان اي مطربان دف شما پر زر کنم
اي تشنگان اي تشنگان امروز سقايي کنم
اين خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم
تو نطفه بودي خون شدي
وانگه چنين موزون شدي
سوي من آي ، اي ادم اذينت نيکوتر کنم
من غصه را شادي کنم وان راه را هادي کنم
من گرگ را يوسف کنم من زهر را شکر کنم
اي کافران اي کافران قفل شما را وا کنم
زيرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم
اي بيکسان اي بيکسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته ي غم ديده را سلطان کنم سنجر کنم
اي کيميا اي کيميا در من نگر زيرا که من
صد دير را مسجد کنم صد راه را منبر کنم

**********

 

اي عاشقان ، اي عاشقان ، امروز ماييم و شما
افتاده در غرقابه‌اي تا خود که داند اشنا
گر سيل عالم پر شود ، هر موج چون اشتر شود
مرغان ابي را چه غم تا غم خورد مرغ هوا
پاي تويي دست تويي هستي هر هست تويي
بلبل سرمست تويي جانب گلزار بيا
گوش تويي ديده تويي وز همه بگزيده تويي
يوسف دزديده تويي بر سر بازار بيا
از نظر گشته نهان اي همه را جان و جهان
بار دگر رقص کنان بي‌دل و دستار بيا
اي شب اشفته برو وي غم ناگفته برو
اي خرد خفته برو دولت بيدار بيا
اي دل اواره بيا وي جگر پاره بيا
ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا
اي نفس نوح بيا وي هوس روح بيا
مرهم مجروح بيا صحت بيمار بيا


+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 5:54 قبل از ظهر توسط سارا |

الهی اگر گوییم، ثنای تو گوییم

 

 

الهی! اگر گوییم، ثنای تو گوییم، و اگر جوییم، رضای تو جوییم.

الهی! عمر خود بر باد کردم، وبرتن خود بیداد کردم.

الهی! همه تو، ما هیچ، سخن این است، بر خود مپیچ.

الهی! گفتی کریمم، امید بدان تمام است؛ تا کرم تو در میان است، ناامیدی حرام است.

الهی! تا از مهر تو اثر آمد، همه مهرها سر آمد.

الهی! مکش این چراغ افروخته را، و مسوز این دل سوخته را.

دوستی گزین که هیچ ملول نشود، سلطانی گزین که هیچ معزول نشود.

ظلم اگرچه بسیار شود به سر آید، ظالم اگر چه جبار است به سر در آید.

تا بر تن و مال لرزی، حقا که دو جو نیرزی.

الهی! به حق آن که تو را هیچ حاجت نیست، رحمت کن بر آن که او را هیچ حجت نیست.

بر گذشته افسوس مخور، عمر غنیمت دان، تندرستی را شکرگزار.

حرمت علم را به از مال نگاه دار.

الهی! تا مهر تو پیدا گشت همهء مهرها جفا گشت، و تا برّ تو پیداگشت همهء جفاها وفا گشت.

کریما! میان ما با تو داور تویی، آن کن که سزای آنی.

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وزدیدهء من بدین نهانی که تویی

وصّاف، تو را وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری


محبت دوست عزیز مثل باران:

 

الهي! مرا دل از بهر تو در کار است وگرنه چراغ مرده ر اچه مقدار است
الهي! چکنم تا تراشناسم ،خون دل از ديده پالايم ، کليد ندارم که دربگشايم
الهي! چون اتش فراق داشتي ، اتش دوزخ ازچه افراشتي
الهي! تا توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم ، تا توانستم ندانستم چه سود
چونکه دانستم توانستم نبود
الهي! گناه درجنب کرم تو زيانست از انکه کرم تو قديم و گناه اکنونست
الهي! اين چه فضلست که با دوستان خود کرده که هرکه ترا دريافت ايشان راشناخت

اي زدردت خستگان را بوي درمان امده
ياد تو مرعاشقان را مونس جان امده
صد هزاران همچو موسي هست در هر گوشه
رّب ارني گو شده ديدار جويان امده
صد هزاران عاشق سرگشته بينم براميد
د ربيابان غمت الله گويان امده
سينه ها بينم ز سوز هجر تو بريان شده
ديده ها بينم ز درد عشق گريان امده
عاشقانت نعره الفقر فخري ميزنند
در سر کوي ملامت پاي کوبان امده
پير انصار از شراب شوق خورده جرعه
همچو مجنون گرد عالم مست وحيران امده (خواجه عبدالله انصاری)

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 5:31 قبل از ظهر توسط سارا |

خدا رو می خوام

 

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو می خوام نه واسه روزهای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم چون من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم

 


+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط سارا |

انتظار

 

 

کنار آشنایی تو آشیانه میکنم ... فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم

 

 

باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی
 


شمعم شكفته بود كه خندد بروی تو
افسوس ای شكوفه خندان نیامدی
 


زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی
 


با ما سر چه داشتی ای تیره شب كه باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
 


شعر من از زبان تو خوش صید دل كند
افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی
 


گفتم بخوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو كه مهمان نیامدی
 


خوان شكر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی
 


نشناختی فغان دل رهگذر كه دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی
 


گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
 


صبرم ندیده ای كه چه زورق شكسته ای است
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی
 


در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط سارا |

یک روز هزار سال

 

 

دو روز مانده به پايان جهان

تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز

تنها دو روز خط نخورده باقي بود.

پريشان شد و آشفته و عصباني

نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد.

داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد

جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت

خدا سکوت کرد

آسمان و زمين را به هم ريخت

خدا سکوت کرد

به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد

خدا سکوت کرد

کفر گفت و سجاده دور انداخت

خدا سکوت کرد

دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد

خدا سکوتش را شکست و گفت : عزيزم

اما يک روز ديگر هم رفت

تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي

تنها يک روز ديگر باقي است

بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن

لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟

با يک روز چه کار مي توان کرد ؟

خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است

و آنکه امروزش را در نمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد

و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت

حالا برو و زندگي کن

او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گوي دستانش مي درخشيد

اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد

قدري ايستاد

بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد

بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم

آن وقت شروع به دويدن کرد

زندگي را به سر و رويش پاشيد

زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد

و چنان به وجد آمد

که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود

مي تواند بال بزند

مي تواند

او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد

اما

اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ، روي چمن خوابيد

کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد

و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد

و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد

او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد و سبک شد

لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد

او در همان يک روز زندگي کرد

اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند

امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود

 


+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 5:26 قبل از ظهر توسط سارا |

ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید

 

سلام دوستان

از غیبت طولانی که داشتم واقعاْ معذرت می خوام.

و همین طور از اینکه نتونستم بهتون سر بزنم عذر خواهم.

انشالله بتونم جبران کنم.

 

با این شعر و آهنگ زیبا شروع می کنم امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید


معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید



معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار


در بادیه سر گشته شما در چه هوایید



گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد


هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید



ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید


یک بار از این خانه بر این بام بر آیید



ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید


معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید


از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد



یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید


یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید



ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید


معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید



ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید


معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید



معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار


در بادیه سر گشته شما در چه هوایید



گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد


هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید



ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید


یک بار از این خانه بر این بام بر آیید



ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید


معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

 

کلیک کنید و از این آهنگ زیبا لذت ببرید

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 4:59 قبل از ظهر توسط سارا |

40نکته برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژي

 

1.     Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1-     روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

 

2.     Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید  .

 

 3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط سارا |

آهنگ اشتیاق علیرضا قربانی

 

 

سلام

داداشم خیلی آهنگ های علیرضا قربانی را دوست داره ٬ البته از وقتی خودمم گوش می کنم عاشق این آهنگ شدم

این آ هنگ و تقدیم داداش مهربونم می کنم




 کلیک کنید و لذت ببرید


 

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی


آهنگ اشتیاق دلی دردمند را


شاید که بیش از این نپسندی به کارعشق


آزار این رمیده سردر کمند را


بگذار سر به سینه من تا بگویمت


اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست


بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان


عمریست در هوای تو از آشیان جداست


بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح


بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب


بیمار خنده های توام بیشتر بخند


خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب


دلتنگم آنچنانکه اگر بینمت به کام


خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من


ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

شاعر: فریدون مشیری

 


+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط سارا |

درباره ی ما


"هر که عاشق من شود من نیز عاشق او می شوم و هر که من عاشق او شوم او را خواهم کشت و هرکه من او را بکشم دیه ی او بر گردن من است و هرکسی دیه اش بر گردن من باشد پس خود من دیه ی او هستم!"

منوی اصلی

پیوند های روزانه

نوشته های پیشین

پیوند ها

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ saraal محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط تیم یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ