عشق الهی

خدایا چگونه نا امید گردم در حالی که تو تمام آرزوی منی؟...

از غم عشقت دل شیدا شکست

 

تو دوری از برم دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

به جان دلبرم کز هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست



آرام جانم سرو روانم! من بی تو نمانم

بیا ای نازنین! بیا ای مه جبین!دردت به جانم


از غم عشقت دل شیدا شکست

شیشه می در شب یلدا شکست

از بس که زدم ریگ بیابان به کف

خار مغیلان همه در پا شکست


(علی اکبر شیدا٬ باباطاهر)


+ نوشته شده در سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط سارا |

سال نو مبارک

 

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

 

سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.

 


+ نوشته شده در شنبه 29 اسفند1388ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط سارا |

راز و نیاز

 

 

 

پروردگارا، سه خصلت است که مرا از درخواست از تو باز می دارد، ولی یک خصلت است که مرا در آن ترغیب می کند ( آن سه، این است): امری که به آن فرمان داده ای، ولی من در انجامش درنگ کردم و کاری که مرا از آن نهی نمودی، ولی به سویش شتافتم و نعمتی که به من بخشیدی، ولی در سپاس گزاری کوتاهی نمودم.

تفضل و احسانت به کسی که رو به سوی تو آورد و با گمان نیک به بارگاهت آید، مرا به درخواست از تو وا می دارد، زیرا تمام احسانهایت از روی تفضل است و همه نعمت هایت، بی سبب و ابتدایی می باشد.

 

دلهای ما را به یاد خود، از یاد هر چیزی و زبان های ما را به شکر خویش از هرگونه سپاسی و اعضای ما را به طاعت خود از هر طاعت دیگری مشغول فرما.


+ نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن1388ساعت 8:20 بعد از ظهر توسط سارا |

سوختم در حسرت یک یا ربت

 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم


 


+ نوشته شده در سه شنبه 29 دی1388ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط سارا |

سلام

 

اللهم انت السلام

خداوندا! تو از هر نقصُ سالم و از هر عیب منزهی

سلام ذکر خداست

                         و شروعی با نام او

                                                 سلام از اسماء پروردگار است

 

اللهم انت السلام و منک السلام و الیک یعود السلام

خداوندا! تو سلامی و سلام از تو نشاءت گرفته است و بسوی تو باز می گردد.

 

                                                                                      


+ نوشته شده در سه شنبه 22 دی1388ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط سارا |

دروغ و دروغگویی

 

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه.

 احادیث و پیامهایی در مورد دروغ و دروغگویی 

 

آفت زبان

یکی از محرمات و آفتهای خطرناک زبان، دروغ گفتن است. دروغ از گناهان بزرگ و کلید گناهان و سرچشمه تمام بدیها و زشتیهاست. مؤمن با فضیلت هیچگاه زبانش را به این خوی زشت عادت نمی دهد، زیرا دروغ از انسان شخصیتی کاذب و وارونه ساخته و اعتبار او را از بین می برد و اعتماد عمومی را سست می کند.

ستیزه جویی با خداوند

دروغگویان به بازتابهای منفی و عواقب شوم آن در زندگی فردی و اجتماعی نمی اندیشند، دروغ را به حساب زرنگی و زیرکی می گذارند و راستگویان را افرادی بی عُرْضه و بی سیاست می پندارند. ولی آنها از این نکته مهم غافلند که دروغ پردازی برخلاف فطرت پاک و شخصیت والای انسان است و نمی دانند که دروغ، دشمنی و ستیزه جویی با خداوند متعال و بر خلاف فلسفه آفرینش است، زیرا خداوند جهان را بر اساس صدق و راستی و حقیقت بنا نهاده است.

دروغ شوخی

دروغ از روی شوخی نیز گناه است. بعضی تصور می کنند اگر کسی به عنوان شوخی و مزاح و جلب توجه و خنداندن مردم دروغ بگوید، اشکالی ندارد؛ اما این نکته را باید در نظر داشت که در اسلام دروغ گفتن بطور کلی نهی شده و هرگونه دروغ ـ شوخی و جدی ـ منافی با ایمان شمرده شده است، چنانکه حضرت علی(ع) می فرماید: «دروغ چه جدی و چه شوخی ناپسند است... زیرا دروغ انسان را به هرزگی و بی بند و باری می کشاند که نتیجه آن آتش جهنم است».

لعنت شدگان

یکی از گروههایی که مورد لعن خدا واقع شده اند دروغگویان هستند. در آیات قرآن دروغگویان در ردیف اقشاری همچون کافران، مشرکان، منافقان قرار گرفته اند و این خود دلیل بر بزرگی این گناه است. اما متأسفانه برخی از مردم به سادگی با آن برخورد می کنند و هنوز کاملاً به این حقیقت نرسیده اند. ایشان اگر در آیات قرآن بخوبی تدبّر کنند، خواهند دریافت که دروغ از دیدگاه قرآن مجید بسیار زشت و ناپسند است.

دروغگو مروت ندارد

شخص دروغگو در مقام مبارزه، حتی با دوستانش به طریق ناجوانمردانه عمل می کند و برای پیشبرد اهداف شیطانی خویش و در راه از بین بردن حریف به بهتان و افترا یا به هرکار خلافی که بتواند او را به مقصود برساند متوسل می شود و اصولاً موازین اخلاقی و انسانی را در نیل به اهداف در نظر نمی گیرد، این عمل، از خصیصه های دروغ سرچشمه می گیرد. امام صادق(ع) می فرمایند: «شخص دروغگو جوانمردی و مروت ندارد».

دروغگو کریم نیست

کرامت و بزرگواری هرگز با دروغ گفتن سازگار نیست و آدم بزرگوار و با شخصیت هرگز برخلاف واقع فکر نمی کند و قدم برنمی دارد و سخن نمی گوید. مثلاً از طریق دروغ گفتن به مال و عرض و ناموس مردم خیانت نمی کند و با دروغ گفتن میان دو نفر، بلکه خانواده یا جامعه ای فتنه برپا نمی کند، زیرا کرامت سپری است که انسان را از میل به بدیها و زشتیها و خیانتها حفظ و حراست می کند و شخص دروغگو از این سپر معنوی بی بهره است حضرت علی(ع) می فرمایند: «برای دروغگو کرامتی نیست».

صداقت و امانت

بدون شک دو صفت راستی و درستی (صدق و امانت) بارزترین نشانه شخصیت است، این دو از یک ریشه مشترک منشعب می شوند، زیرا راستگویی چیزی جز امانت در ادای سخن نیست، همانطور که امانت هم چیزی جز صداقت در عمل نمی باشد.

راستگو و دروغگو

افراد راستگو معمولاً افرادی شجاع، صریح، با اخلاص، کم طمع و خالی از تعصبهای غلط و حبّ و بغضهای افراطی هستند، زیرا راستگویی بدون اینها ممکن نیست. بعکس، افراد دروغگو معمولاً ترسو، ریاکار، طمع کار، متعصب و لجوج می باشند.

افراد راستگو حتما در زندگی پایبند به اصولی هستند، این اشخاص کمتر ممکن است ابن الوقت و دمدمی مزاج و منافق باشند، زیرا صداقت با هیچ یک از این امور سازگار نیست.

وسیله جلب اطمینان

همکاری و همفکری که اساس زندگی دسته جمعی است در صورتی میسر است که افراد نسبت به هم اعتماد و اطمینان کامل داشته باشند. در غیر این صورت مشکلات زندگی دسته جمعی از قبیل مزاحمتها و نزاعها و کارشکنی ها فراگیر می شوند. بدیهی است مهمترین و مؤثرترین وسیله جلب اطمینان و اعتماد همان «صدق و راستی» و خطرناکترین دشمن آن «دروغ» است.

تقیّد به راستگویی

کسی که مقید به راستگویی است، ناچار است خود را در برابر بسیاری از گناهان محدود سازد، زیرا فکر می کند اگر توضیحی درباره آن از او بخواهند باید راست بگوید و اگر راست بگوید مایه رسوایی است، پس چه بهتر که از آن اعمال بکلی چشم بپوشد. بنابراین تقید به همین صفت او را در مقابل بسیاری از گناهان بیمه می کند.

بدبینی دروغگو

افراد دروغگو بدبینی و سوءظن خاصی نسبت به همه کس و همه چیز دارند، همه چیز را تقلبی، نادرست یا لااقل مشکوک می پندارند، چنین افرادی چگونه ممکن است ایمان محکم و خالی از هرگونه شک و تردید به گفته های انبیاء پیدا کنند، لذا در تاریخ می بینیم که افراد منافق و منحرف و کذّاب غالبا به پیامبران خدا نسبت دروغگویی می دادند.

منشاء دروغگویی

کسانی که دارای روحی ناتوان و زبون می باشند برای نیل به مقاصد خود و فرار از ضررها به دروغ و تزویر و تقلب و خیانت متوسل می گردند. بعکس افراد توانا و با شخصیت تکیه بر شخصیت و توانایی خویش می کنند و پیروزی خود را در آنها می جویند.

مؤمن دروغ نمی گوید

کسانی که ایمان کامل به قدرت لایزال الهی دارند و سرچشمه تمام برکات و پیروزیها را در گرو اراده نافذ او می دانند، قدرت او را مافوق همه قدرتها و حمایت او را بالاترین حمایتها شناخته اند، دلیلی ندارد که برای نیل به منفعت یا دفع ضرری متوسل به خلاف واقع گردند و دروغ پردازی کنند.

حضرت محمد(ص):

دروغگو دروغ نمی گوید، مگر به سبب حقارتی که در نفس خود احساس می کند.

دروغ آفت سخن است.

از دروغگویی بپرهیز زیرا دروغ باعث روسیاهی است.

کم نصیب ترین مردم از سجایای مردانگی و فضایل انسانی دروغگویان هستند.

حضرت علی(ع):

هیچکس لذّت ایمان را درک نمی کند مگر وقتی که دروغ را خواه شوخی یا جدّی ترک کند.

راستگویی، مردم را به نیکی هدایت می کند و نیکی، مردم را به بهشت دعوت می نماید.

امام موسی بن جعفر(ع):

انسان عاقل دروغ نمی گوید، اگرچه دروغ وسیله برآمدن خواهشهای نفسانی او باشد.

امام عسگری(ع):

تمام ناپاکیها و گناهان در خانه ای جمع شده است و کلید آن دروغگویی است.

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه 20 دی1388ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط سارا |

نـــــــــــــــــــــــــور خدا

 

سلام دوستان

 

 

در خرابات مغان نور خدا می بينم
اين عجب بين که چه نوری ز کجا می بينم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه می بينی و من خانه خدا می بينم

خواهم از زلف بتان نافه گشايی کردن
فکر دور است همانا که خطا می بينم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما می بينم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خيال
با که گويم که در اين پرده چه ها می بينم

دوستان عيب نظربازی حافظ مکنيد
که من او را ز محبان شما می بينم

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 6:56 قبل از ظهر توسط سارا |

یا زینب کبری (س)

 

 

 

تولد حضرت زینب کبری (س) را به شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

تو مهر روشن و اوج خصال آینه ای
عیار پاکی و حُسن کمال آینه ای
تو صبح صادق فجری، شکوه آینه ای
در آسمان اصالت به کهکشان مانی
گواه مریم و صبح وصال آینه ای
به صبر و حلم محمد، شجاعتت چو علیست
به زهد فاطمه مانی، مثال آینه ای
تویی پیام رسان قیام عاشورا
تو مَُهر صلح حسن، هم مقال آینه ای
ولادت تو بود رویش صلابت و حجب
تویی طراز نجابت، جمال آینه ای
تو الگویی به زنان و تو شمس نسوانی
تو زیوری به زمان و مدال آینه ای
پیام مکتب تو درس هر پرستار است
تو شعر سبز بهار، اعتدال آینه ای
تو زیب صبر و شکوهی، فرشتۀ تقوا
تو قهرمان زنانی ، جمال آینه ای
طنین صاعقه مانی به بزم بدخواهان
تو سیف ایزد و چونان هلال آینه ای

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 6:37 قبل از ظهر توسط سارا |

ای عاشقان

 

سلام دوستان

صبح قشنگتون بخیر

این آهنگ زیبا رو تقدیم می کنم به همه ی دوستان عزیزم

آنقدر قشنگه که حیفم اومد نزارمش

 

کلیک کنید و لذت ببرید

 

 

ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم

یارم اگر ترسا شود زنار بندم بر میان
در کفر اگر صادق نیم ترسا شوم ترسا شوم

زان آب رحمت قطره یی بر من فشان تا وا رهم

تا كی صدف باشم چنین؟ دریا شوم دریا شوم



ای عاشقان ای عاشقان پیدا شوم پیدا شوم

بر روی آن مه روی خود شیدا شوم شیدا شوم

معشوقه گر گوید برو در عشق ما رسوا شوی

من زهد را یكسو نهم رسوا شوم رسوا شوم



ساقی چنین می میدهد زان دُرد درد آلوده ام

میخانه ها را سر بسر صهبا شوم صهبا شوم

 

شد مدتی گم گشته ام چون ذره در خورشید او

هر ذره ام خورشید شد پیدا شوم پیدا شوم

 


محبت دوست عزیز مثل باران:

 

اي عاشقان ، اي عاشقان ، من خاک را گوهر کنم
اي مطربان اي مطربان دف شما پر زر کنم
اي تشنگان اي تشنگان امروز سقايي کنم
اين خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم
تو نطفه بودي خون شدي
وانگه چنين موزون شدي
سوي من آي ، اي ادم اذينت نيکوتر کنم
من غصه را شادي کنم وان راه را هادي کنم
من گرگ را يوسف کنم من زهر را شکر کنم
اي کافران اي کافران قفل شما را وا کنم
زيرا که مطلق حاکمم مومن کنم کافر کنم
اي بيکسان اي بيکسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته ي غم ديده را سلطان کنم سنجر کنم
اي کيميا اي کيميا در من نگر زيرا که من
صد دير را مسجد کنم صد راه را منبر کنم

**********

 

اي عاشقان ، اي عاشقان ، امروز ماييم و شما
افتاده در غرقابه‌اي تا خود که داند اشنا
گر سيل عالم پر شود ، هر موج چون اشتر شود
مرغان ابي را چه غم تا غم خورد مرغ هوا
پاي تويي دست تويي هستي هر هست تويي
بلبل سرمست تويي جانب گلزار بيا
گوش تويي ديده تويي وز همه بگزيده تويي
يوسف دزديده تويي بر سر بازار بيا
از نظر گشته نهان اي همه را جان و جهان
بار دگر رقص کنان بي‌دل و دستار بيا
اي شب اشفته برو وي غم ناگفته برو
اي خرد خفته برو دولت بيدار بيا
اي دل اواره بيا وي جگر پاره بيا
ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا
اي نفس نوح بيا وي هوس روح بيا
مرهم مجروح بيا صحت بيمار بيا


+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 5:54 قبل از ظهر توسط سارا |

الهی اگر گوییم، ثنای تو گوییم

 

 

الهی! اگر گوییم، ثنای تو گوییم، و اگر جوییم، رضای تو جوییم.

الهی! عمر خود بر باد کردم، وبرتن خود بیداد کردم.

الهی! همه تو، ما هیچ، سخن این است، بر خود مپیچ.

الهی! گفتی کریمم، امید بدان تمام است؛ تا کرم تو در میان است، ناامیدی حرام است.

الهی! تا از مهر تو اثر آمد، همه مهرها سر آمد.

الهی! مکش این چراغ افروخته را، و مسوز این دل سوخته را.

دوستی گزین که هیچ ملول نشود، سلطانی گزین که هیچ معزول نشود.

ظلم اگرچه بسیار شود به سر آید، ظالم اگر چه جبار است به سر در آید.

تا بر تن و مال لرزی، حقا که دو جو نیرزی.

الهی! به حق آن که تو را هیچ حاجت نیست، رحمت کن بر آن که او را هیچ حجت نیست.

بر گذشته افسوس مخور، عمر غنیمت دان، تندرستی را شکرگزار.

حرمت علم را به از مال نگاه دار.

الهی! تا مهر تو پیدا گشت همهء مهرها جفا گشت، و تا برّ تو پیداگشت همهء جفاها وفا گشت.

کریما! میان ما با تو داور تویی، آن کن که سزای آنی.

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وزدیدهء من بدین نهانی که تویی

وصّاف، تو را وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری


محبت دوست عزیز مثل باران:

 

الهي! مرا دل از بهر تو در کار است وگرنه چراغ مرده ر اچه مقدار است
الهي! چکنم تا تراشناسم ،خون دل از ديده پالايم ، کليد ندارم که دربگشايم
الهي! چون اتش فراق داشتي ، اتش دوزخ ازچه افراشتي
الهي! تا توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم ، تا توانستم ندانستم چه سود
چونکه دانستم توانستم نبود
الهي! گناه درجنب کرم تو زيانست از انکه کرم تو قديم و گناه اکنونست
الهي! اين چه فضلست که با دوستان خود کرده که هرکه ترا دريافت ايشان راشناخت

اي زدردت خستگان را بوي درمان امده
ياد تو مرعاشقان را مونس جان امده
صد هزاران همچو موسي هست در هر گوشه
رّب ارني گو شده ديدار جويان امده
صد هزاران عاشق سرگشته بينم براميد
د ربيابان غمت الله گويان امده
سينه ها بينم ز سوز هجر تو بريان شده
ديده ها بينم ز درد عشق گريان امده
عاشقانت نعره الفقر فخري ميزنند
در سر کوي ملامت پاي کوبان امده
پير انصار از شراب شوق خورده جرعه
همچو مجنون گرد عالم مست وحيران امده (خواجه عبدالله انصاری)

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 5:31 قبل از ظهر توسط سارا |

درباره ی ما


"هر که عاشق من شود من نیز عاشق او می شوم و هر که من عاشق او شوم او را خواهم کشت و هرکه من او را بکشم دیه ی او بر گردن من است و هرکسی دیه اش بر گردن من باشد پس خود من دیه ی او هستم!"

منوی اصلی

پیوند های روزانه

نوشته های پیشین

پیوند ها

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ saraal محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط تیم یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ